سایت سازبیست تولزکد لوگوهای سه گوشه
اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
مــــذهـــبي - فــــرهنـــــگي

پاسخ به شبهه افکنی پاپ در مورد پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

 

 

نویسنده : نیکزاد، عباس

 

  چکیده :

دشمنی غرب مسیحی نسبت به اسلام و پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پیشینه دیرینه‏ای دارد. یک نمونه آن، جنگ‏های صلیبی و استعمار غربی نسبت به کشورهای اسلامی است. صدها سال در قرون وسطی، با انواع تهمت‏ها و افتراها علیه اسلام و پیامبر اسلام محافل خویش را گرم نگه می‏داشتند. اما مدت‏ها بود که این گونه اظهارات از جانب غرب مسیحی مطرح نمی‏شد تا این‏که اخیرا شواهد و علایمی بر بازگشت آنها به همان رویه پیشین مشاهده می‏شود که نمونه آشکار آن، اظهارات مغرضانه پاپ علیه اسلام و پیامبر اسلام است. در این مقاله ابتدا اظهارات پاپ بررسی گردیده و سپس به صورت منطقی و تحلیلی به نقد و ارزیابی آن پرداخته شده است.

 

کلمات کلیدی :

اسلام، پیامبراعظم، پاپ، جهادمقدس، خشونت، عقلانیت.

 

 

 چکیده

 

دشمنی غرب مسیحی نسبت به اسلام و پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پیشینه دیرینه‏ای دارد. یک نمونه آن، جنگ‏های صلیبی و استعمار غربی نسبت به کشورهای اسلامی است. صدها سال در قرون وسطی، با انواع تهمت‏ها و افتراها علیه اسلام و پیامبر اسلام محافل خویش را گرم نگه می‏داشتند. اما مدت‏ها بود که این گونه اظهارات از جانب غرب مسیحی مطرح نمی‏شد تا این‏که اخیرا شواهد و علایمی بر بازگشت آنها به همان رویه پیشین مشاهده می‏شود که نمونه آشکار آن، اظهارات مغرضانه پاپ علیه اسلام و پیامبر اسلام است. در این مقاله ابتدا اظهارات پاپ بررسی گردیده و سپس به صورت منطقی و تحلیلی به نقد و ارزیابی آن پرداخته شده است.

کلیدواژه‏ها: اسلام، پیامبراعظم، پاپ، جهادمقدس، خشونت، عقلانیت.

 مقدمه

 

دشمنی غرب مسیحی با اسلام، محصول پیشرفت اسلام درمحدوده قدرت امپراتوری از یک طرف و نفوذ اسلام در جنوب اروپا از سوی دیگر، در قرون نخستین اسلامی بود. در آن زمان هنوز کلیسای ارتدوکس از کلیسای کاتولیک جدا نشده بود و غرب یک‏پارچه در تاریکی جهل به سر می‏برد. در تمام این دوره، آن‏چه غرب از اسلام می‏دانست بسیار اندک و براساس دشمنی تمام عیار با آن بود. غرب تا قرن‏ها پس از آن نه ترجمه‏ای از قرآن داشت و نه با شخصیت حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آشنایی داشت. مبنای قضاوت آنان از اسلام و پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله افسانه‏ها و شایعات بی اساس بود که مبلغان جاهل و یا مغرض وابسته به کلیسا میان مردم منتشر می‏کردند. در تمام قرون وسطی در غرب، پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله

______________________________

1 مدرس حوزه و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی بابل.

   

به خدعه و خشونت شناخته می‏شد و زشت‏ترین افسانه‏ها توسط کلیسا درباره او میان مردم اروپا انتشار می‏یافت. به همین جهت بود که جنگ‏های صلیبی را به هدف باز پس‏گیری سرزمین سابقاً مسیحی از دست مسلمانان به راه انداختند و درحدود دو قرن به نام جهاد مقدس و با علامت صلیب عامل قتل صدها هزار نفر شدند.

در طول قرن‏ها، بسیاری از مکتوبات غربی‏ها و مستشرقین در مذمت و بدگویی این شخصیت آسمانی بوده است. یکی از رکیک‏ترین نوشته‏های غرب مسیحی درباره پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله «کمدی الهی» دانته است. (جهت اطلاعات بیشتر درباره این کمدی ر.ک: دورانت، 1381، ص1453ـ1433). دانته در این کمدی‏که آن را تحت تأثیر شکست‏های صلیبی نوشته است حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را ـ العیاذ بالله‏ـ چون گناهکاری که با دستان خود سینه چاک شده‏اش را از هم می‏درد به تصویر کشیده است. از نظر دانته، گناه حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله عبارت بود از: ترویج مذهب دروغین، دعوی نزول وحی و...

در آستانه قرون جدید، مهم‏ترین تهدید برای اروپا ترکان عثمانی بودند. شکست‏های غرب مسیحی که به سقوط مرکز کلیسای ارتدوکس به دست سلطان محمد فاتح در سال 1453 میلادی منجر شد بار دیگر شعله‏های خشم نویسندگان کلیسایی را علیه شخصیت حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برافروخت. غربی‏ها تقریباً تا قرن هجدهم بلکه نوزدهم هیچ تلاشی برای شناخت شخصیت واقعی این پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله انجام ندادند.

«تاریخ جهان» اثر هیگدن ـ راهب بندیکتی ـ که فقط سه بار و در سال‏های 1387، 1495و 1527 میلادی به زبان انگلیسی ترجمه شد، داستان کبوتری را می‏آورد که محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله او را تربیت کرده بود تا بالای سرش پرواز کند و او را روح القدس خوانده بود و به او وحی می‏فرستاد. داستان دیگر، داستان شتری است که حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آن‏را تربیت کرده بود تا فقط از دست او غذایش را بگیرد. محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قرآن را بر گردن این شتر آویخته بود و وقتی نزدیک می‏شد زانو می‏زد و محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آن را می‏گرفت و به مردم می‏گفت این پیامی آسمانی است. جذابیت‏های جنسی از دیدگاه هیگدن یکی از راه‏هایی است که محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برای تضعیف مسیحیت و تقویت اسلام انتخاب کرده بود.

در یک دوره کوتاه و بیشتر در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، غرب توانست آثاری عرضه کند که با نگاهی تقریباً واقع‏بینانه به اسلام بنگرد. افرادی مانند کارلایل، واشنگتن اروینگ، و... دراین دوره تلاش کردند نقش حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را در کاروان بشری نشان دهند. در همین مورد، گوته سعی کرد در اشعارش تصویری زیبا از این شخصیت الهی ارایه دهد. اما شگفت این که در این دوره نیز کلیسا از مواضع خود کوتاه نیامد واین آثار از نظر او مردود و مطرود و محکوم بود و به عنوان آثار ممنوعه و کتب ضاله محسوب می‏شد.

   

متأسفانه به نظر می‏رسد امروز غرب به همان نقطه اول برگشته است. بوش پس از واقعه 11 سپتامبر، موضوع جنگ صلیبی را مطرح می‏کند، پس از آن کاریکاتورهای مبتذل درباره اسلام و پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در برخی از جراید کشورهای غربی چاپ و منتشر می‏شود و پس از آن، پاپ که خود را مظهر صلح و آرامش می‏داند، به آتش جنگ و تنازع میان اسلام و مسیحیت دامن می‏زند و سخیف‏ترین تهمت‏ها را به اسلام و حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نسبت می‏دهد.

در این نوشتار سعی شده است به صورت منطقی و تحلیلی به نقد و بررسی اظهارات پاپ پرداخته شود.

پاپ چه گفت؟

پاپ بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیک‏های جهان در سخنرانی 12 سپتامبر خود در دانشگاه رگنزبرگ در بحثی، به بیان رابطه میان خردورزی و ایمان و مسئله جهاد (جنگ مقدس) پرداخت. وی در سخنان خود به نقل قولی از یک گفت‏وگو میان مانوئل دوم (امپراتور مسیحی بیزانس) با یک عالم دینی مسلمان ایرانی، استناد کرد که گفته بود: «به من نشان بده که محمد چه چیز تازه‏ای ارایه کرده است؛ آیا جز چیزهای بد و غیر انسانی چیز دیگری به ارمغان آورده است؟ مثلاً او حکم می‏کرد که ایمانی که او وعظ می‏کند باید با زور شمشیر گسترش یابد».

پاپ در ادامه سخنان خود استدلال امپراتور را نیز درباره ادعایش نقل می‏کند که گفته بود: «خداوند به خون‏ریزی خشنود نیست و رفتار غیر عقلانی با ماهیت وجودی پروردگار در تضاد است. ایمان ثمره روح است و نه جسم، پس هر فردی که به دنبال هدایت دیگران به دین است نیازمند توانایی خوب سخن گفتن و منطق مناسب بدون توسل به خشونت و تهدید است. برای قانع ساختن یک روح منطقی، نیاز به قدرت و هرگونه سلاح یا ابزار برای تهدید دیگران به مرگ نیست».

پاپ در ادامه سخنان خود می‏گوید: «امپراتور مطمئناً می‏دانسته است که در آیه 256 از دومین سوره قرآن آمده است که هیچ اجباری در دین نیست (لا اکراه فی الدین) اما به گفته خبرگان، این سوره مربوط به دوره‏های ابتدایی اسلام و زمانی است که محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قدرت نداشت و مورد تهدید بود. امپراتور مسلماً از قوانین مربوط به مبارزه مقدس (جهاد) که بعداً در اسلام وضع شد و در قرآن نیز ثبت شده است آگاه بود. اکنون به من نشان بده محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله چه چیز جدیدی به ارمغان آورده است. خواهی دید که تنها مسایل شیطانی و غیر انسانی وجود دارد، مانند دستور او به گسترش دینی که وی تبلیغ می‏کرد از طریق شمشیر».

و می‏گوید: «ترویج ایمان از طریق خشونت بی معناست و در تناقض با ذات خداوندی و جوهر روح است. پروردگار با خون و خون‏ریزی درتضاد است وغیر عقلانی رفتار کردن مغایر با ذات خداست». (خبرنامه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ش 927، 6/7/85).

   

مدعیات پاپ درباره اسلام و پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله

اتهاماتی که پاپ در این سخنرانی در مورد اسلام و پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مطرح می‏کند به شرح زیر است:

1ـ اسلام دین عقلانی نیست؛

2ـ پیامبر اسلام چیزی جز مجموعه‏ای از آموزه‏های زشت و غیر انسانی و غیر عقلانی برای بشریت نیاورده است؛

3ـ اسلام دین خشونت است؛

4ـ جهاد مقدس که در اسلام به رسمیت شناخته شده است چیزی جز به رسمیت شناختن خشونت و زور در مسلمان ساختن کفار نیست؛

5ـ پیامبر اسلام هر چند در آغاز شعار آزادی عقیده و ایمان را مطرح می‏کرد، اما پس از قدرت یافتن، از این شعار دست بر داشت و شعار جهاد و جنگ برای تحمیل عقیده و ایمان را جای‏گزین آن ساخت.

 

پاسخ به مدعیات پاپ

 

در این‏جا به صورت کاملاً منطقی و تحلیلی، ضمن بررسی موارد ذکر شده، ضعف و کاستی‏های آن را گوشزد می‏کنیم.

 

1ـ اسلام و عقلانیت

 

منظور از عقل در این‏جا همان نیرویی است که عامل تشخیص حق و باطل و خیر و شر است. خداوند در نهاد انسان قوه‏ای به ودیعه گذاشته که قادر است در مسایل نظری، حق را از باطل و در مسایل عملی، خیر را از شر و منافع را از مضار بازشناسی کند. عقل در انسان نیرویی است که با آن می‏توان حقایق را شناسایی کرد. عقل انسان می‏تواند با تکیه به معلومات و اندوخته ذهنی، مجهولات را شناسایی کند. کار عقل ادراک است و متعلق ادراک گاهی «هست و نیست» است که در اصطلاح به آن «حکمت نظری» می‏گویند و گاهی «باید و نباید و خوب و بد» است که به آن «حکمت عملی» گفته می‏شود. (مصباح، 1380، ص66ـ65).

حجیت و اعتبار عقل «بالذات» است؛ یعنی نه از طریق عقل ثابت می‏شود و نه از طریق نقل؛ زیرا اثبات آن از طریق عقل نامعقول است، چون فرض بر این است که حجیت آن هنوز ثابت نشده است و اثبات آن از طریق نقل نیز دور است؛ زیرا اعتبار نقل از راه عقل ثابت می‏شود. (مطهری، 1378،

   

دانشمندان زیادی در غرب درباره نسبت عقل و دین و یا عقل و ایمان بحث کرده اند که از آن جمله می‏توان به آکویناس، پاسکال، ویلیام جیمز، کالون، کارت بارت، هیوم و مایکل پترسون اشاره کرد. سه نظریه اساسی در میان نظریه پردازان غربی در باب نسبت عقل و ایمان یا عقل و دین مطرح شده است: عقل گرایی حداکثری، عقل گرایی انتقادی و ایمان گرایی محض. (ر.ک: مایکل پترسون و دیگران، 1379).

در میان دانشمندان اسلامی نیز در این باره اختلاف نظر وجود دارد. اهل حدیث و حنابله که به سلفیه معروف‏اند منکر به کارگیری عقل در دین هستند و بحث‏های عقلی را در امور دینی بدعت می‏شمارند. (ر.ک: مطهری، 1368، ج 2، ص 26 و سبحانی، 1416، ج1، ص 130).

اما فرقه‏های دیگر اسلامی‏ـ اعم از امامیه، معتزله و اشاعره ـ با اختلاف دیدگاه‏ها، به کارگیری عقل را در اعتقادات دینی روا و بلکه لازم می‏دانند. (ر.ک: مطهری، 1380، ج 3، ص101ـ65 و ج6، 1382، ص 887ـ883).

طرح مباحث عمیق الهی از طرف ائمه اطهار و در رأس آنها حضرت علی علیه‏السلام باعث شد که عقل شیعی از دیرباز، به صورت عقل فلسفی و استدلالی درآید. ذخیره‏های علمی ارزشمندی که از پیشوایان دینی شیعه به جای مانده است، باعث شده است که علمای شیعه در مباحث دینی به مباحث عقلی روی آورند. (ر.ک: طباطبایی، 1376، ص 105ـ102).

در باب حجیت و اعتبار عقل از منظر دین اسلام، می‏توان به آیات و روایات فراوانی استشهاد نمود. در قرآن کریم 49 بار مشتقات عقل، 18 بار مشتقات فکر، 20 بار مشتفات فقه و صدها بار علم و مشتقات آن به کار رفته است.

در برخی روایات شیعه، از عقل به عنوان «حجت باطنی» خداوند، در کنار حجت ظاهری او، یعنی انبیا، نام برده شده است. در پاره‏ای از آنها دین‏داری لازمه خردورزی و خردمندی معرفی گردیده است و در برخی دیگر، عقل، وسیله عبودیت پروردگار و تحصیل بهشت و معیار ثواب و عقاب دانسته شده است. (کلینی، 1365، ج1، باب العقل و الجهل). در برخی از آیات قرآن کریم، نادیده گرفتن عقل، باعث سقوط انسان تا مرحله «شرالدواب» (انفال/ 22) و در برخی دیگر، عامل آلودگی انسان به پلیدی (یونس/100) معرفی شده است.

برخی دیگر از آیات قرآن بر اعتبار و حجیت عقل دلالت دارند که تعدادی از آنها به شرح زیر است:

1ـ آیاتی که برای اثبات اعتقادات دینی، مانند توحید و نبوت و معاد، به برهان عقلی و فلسفی

   

متوسل شده است؛ (انبیا/22، مومنون/ 91ـ90 و انعام/ 91).

2ـ آیاتی که از مخالفان اسلام می‏خواهد برای ادعاها و اعتقادات خویش برهان اقامه کنند؛ (بقره/111).

3ـ آیاتی که به فلسفه برخی از احکام، مانند وجوب نماز و روزه و حج و حرمت شراب و قمار و ربا، اشاره دارد؛

4ـ آیاتی که مسلمانان را به پرسش‏گری در مجهولات از دانایان دعوت می‏کند؛ (نحل/43، انبیا/ 7).

5ـ آیاتی که مسلمانان را به اصل اجتماعی شور و مشورت و بهره گیری از تجربیات و عقول دیگران دعوت می‏کند؛

6ـ آیاتی که مسلمانان را به شنیدن دیدگاه‏ها و سخنان مختلف و سپس تجزیه و تحلیل و گزینش بهترین آنها دعوت می‏کند. (زمر/ 18ـ17).

صدرالمتألهین شیرازی که در کتاب‏های فلسفی خویش اهتمام زیادی در عقلانی نشان دادن معارف و آموزه‏های دینی دارد درباره نسبت عقل و دین می‏گوید: «شرع و عقل با هم تطابق دارند. منزه است شریعت پاک حقه الهیه از این که احکام و آموزه‏های آن ناسازگار با معارف عقلی یقینی ضروری باشد و نابود باد فلسفه‏ای که قوانین آن با کتاب وسنت سازگار نباشد». (صدرا المتألهین شیرازی، 1981، ج8، ص 33).

علامه طباطبایی نیز در این باره می‏نویسد: «خدای متعال در هیچ جای از کتاب مجیدش ـ حتی در یک آیه‏ـ بندگان خود را مأمور نکرده است به این که او را کورکورانه بندگی کنند و یا به یکی از معارف الهی او ایمان کورکورانه بیاورند یا طریقه ای را کورکورانه سلوک نمایند». (طباطبایی، 1414، ج5، ص 255).

جالب این است که در فقه اسلام «عقل» در کنار کتاب وسنت و اجماع به عنوان یکی از منابع و مدارک فقهی به رسمیت شناخته شده است. در همین مورد فقها و اصولیون به تلازم عقل و شرع که به «قاعده ملازمه» موسوم است عقیده دارند: «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرع حکم به العقل» (مظفر، 1386، ج2، ص 127).

 

2ـ پاره‏ای از آموزه‏های متعالی اسلام

 

همان‏گونه که اشاره شد، یکی از نکته‏هایی که در سخن پاپ به آن تصریح شده است تهی بودن اسلام از آموزه‏های خوب، متعالی و انسانی است. به نظر می‏رسد این ادعا به قدری واهی و بی اساس است که حتی نویسندگان غربی و اروپایی نیز بر غیر منصفانه بودن آن اعتراف دارند. نویسندگانی هم‏چون گوستاولوبون و ویل دورانت و... بر برتری و فوق العادگی آموزه‏های اسلام تأکید و تصریح دارند. (دورانت، پیشین، ص219 و گوستاو لوبون، 1347، ص751).

   

در این‏جا به برخی از آموزه‏های ارزشمند و متعالی اسلام اشاره می‏شود:

1ـ دعوت به توحید و یکتا پرستی و مبارزه با بت پرستی و شرک؛ پیامبر اسلام از همان روزهای اول بعثت خویش به مبارزه با اعتقادات خرافی و بی اساس مانند بت پرستی وشرک پرداخت (کافرون/23 و نجم/19). کفار برای منصرف ساختن پیامبر به هرگونه تهدید و تطمیع دست زدند اما کاری از پیش نبردند. انتظار آنها این بود که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در این موضوع به نوعی مجامله و ملاحظه تن دهد که پیامبر به فرمان خدا آنها را مأیوس ساخت. (قلم/9 و اسراء/75ـ74).

2ـ دعوت به عدل و انصاف در معاملات و مبارزه با رباخواری؛ یکی ازعادات زشت و غلط جاهلی ربا خواری آن هم به صورت فاحش و چند برابر بوده است. پیامبر به فرمان خدا به مبارزه بی امان علیه این فرهنگ غلط برخاست. (بقره/280ـ275).

3ـ مبارزه با کشتن و زنده به گورکردن دختران؛ (اسراء/31 ونحل/59ـ58).

4ـ مبارزه با هر گونه فحشا و ابتذال اخلاقی؛ (اسراء/32، انعام/ 151 و اعراف/33).

5ـ مبارزه با آدم‏کشی و خون‏ریزی‏های غلط و بی اساس (انعام/151، اسراء/33، نساء/29ـ30).

6ـ مبارزه با باورهای غلط درباره زن؛ (نحل/ 58، نساء/ 7 و 32 و نحل / 97).

7ـ مبارزه با انکار معاد و حیات اخروی؛ (سجده/ 12ـ11، یس /81ـ78، قیامت/ 10ـ3 و جاثیه/24).

8ـ مبارزه با اعتقاد به تثلیت و ابن الله دانستن حضرت مسیح؛ (نساء/ 61ـ59، 158ـ157 و 172ـ171).

9ـ مبارزه با یک سلسله عادات غلط درباره ازدواج، مانند شوهر دادن دختر قبل از تولد و نکاح شغار، (معاوضه دختران یا خواهران) وشوهر دادن دختر بدون اذن و رضایت او؛ (ر.ک: مطهری، 1376، ص 75ـ73).

10ـ تأکید و توصیه فراوان به علم آموزی وتوسعه علم و دانش بدون هیچ گونه محدودیت مکانی و زمانی و جنسیتی؛

11ـ دعوت به تعقل و تدبر و تفکر در همه امور زندگی؛ (ص/29، بقره/44، انعام/32 و ملک/10).

12ـ تکریم و تجلیل ازمقام و موقعیت انسان و بالا بردن او تا حد خلیفة‏اللهی (بقره/30) و آگاه به اسمای الهی (بقره/ 31) و برتر از فرشتگان (بقره/ 34) و بهره‏مند از نفخه الهی به نام روح؛ (ص / 72).

13ـ نفی هرگونه تبعیض ناروا از جهت نژاد، زبان و رنگ؛ (حجرات/13 و روم/ 22).

14ـ به رسمیت شناختن علم، تقوی، جهاد، ایمان وعمل صالح به عنوان ملاک برتری و امتیاز؛ (نساء/ 95، حجرات/ 13، سجده/18، زمر/9، مجادله/11 و نحل /97).

15ـ تأکید بر نقش انسان و اراده و اختیار او در تعیین و تغییر سرنوشت فردی و اجتماعی خویش؛ (رعد/11، انسان/3 و نحل /112).

   

16ـ تأکید بر زندگی‏گرایی و مبارزه با زندگی‏گریزی، رهبانیت و گوشه گیری و فرار از زندگی؛ پیامبر فرمود: «لارهبانیة فی الاسلام، رهبانیة امتی الجهاد» (ابن اثیر، ج 2، ص 280 به نقل از: مطهری، 1378، ج 2، ص 242).

اسلام آخرت گرایی را درمتن زندگی گرایی قرار داد. از نظر اسلام، راه آخرت از متن زندگی و مسئولیت‏های زندگی دنیایی می‏گذرد. (مطهری، پیشین).

17ـ ارایه برنامه‏ها و مقررات فراوان اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی به بشر؛ (پیشین، ص 242).

18ـ به رسمیت شناختن حقوق و آزادی‏های فردی؛ از نگاه اسلام، فرد از نظر سیاسی، اقتصادی، قضایی و یا اجتماعی حقوقی دارد. از نظر سیاسی، حق مشورت و حتی انتخاب دارد؛ از نظر اقتصادی، حق مالکیت بر محصول کارخویش و حق معاوضه، مبادله، صدقه، وقف، اجاره، مزارعه، مضاربه و غیره؛ از نظر قضایی حق اقامه دعوا و احقاق حق و حق ادای شهادت؛ از نظر اجتماعی حق انتخاب شغل، مسکن، رشته تحصیلی و غیره و از نظر خانوادگی، حق انتخاب همسر دارد. (پیشین، ص 242).

19ـ قداست کار، شغل و حرفه؛ اسلام دشمن بی‏کاری است. اسلام انگل جامعه بودن را در هر شکل مذمت نموده است. (حر عاملی، پیشین، ج12، ص 13 و 43).

20ـ قداست دفاع از حقوق فردی و اجتماعی و مبارزه با متجاوزین به حقوق افراد و جامعه؛ (نساء / 148، کلینی، پیشین، ج5، ص 60 و نهج‏البلاغه، نامه 53).

21ـ دعوت به هم‏زیستی مسالمت‏آمیز؛ از نظر اسلام، مسلمانان می‏توانند در داخل کشور خود با اهل کتاب در صورت رعایت شرایطی، هم‏زیستی مسالمت آمیز داشته باشند و با همه کفارـ اعم از اهل کتاب و غیر آنهاـ براساس مصالح عالیه اسلام پیمان صلح و عدم تعرض منعقد نمایند و یا در موضوعات مورد قبول و نیاز طرفین، قراردادهایی ببندند. این قراردادها و پیمان‏ها محترم و واجب‏الرعایه است. (مطهری، پیشین، ص 250ـ249).

22ـ ممنوعیت استثمار؛ اسلام، استثمار به معنی بهره کشی بلاعوض از کار دیگران، را به هر شکلی ناروا می‏شمارد. (پیشین، ص 245).

 

3ـ اسلام و خشونت

 

اسلام برخلاف ادعای برخی از غربی ها، دین رحمت و رأفت است نه خشونت. در این‏جا به پاره‏ای از آموزه‏های اسلام و سیره پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله که بر این مدعا دلالت دارد اشاره می‏کنیم:

1ـ قرآن کریم رمز موفقیت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را رحمت و رأفت و نرم خویی او دانسته است و در این

   

مورد می‏فرماید: «از رحمت خدا بود که با مردم، نرم خوی بودی، اگر سنگ‏دل و خشن و تندخو بودی از اطرافت پراکنده می‏شدند. پس، از خطاهای آنان درگذر و از خداوند برای آنها آمرزش بطلب و با آنها در کارها مشورت کن» (آل عمران/ 159).

در این آیه، علاوه بر این‏که خداوند به نرم خویی پیامبر اشاره می‏کند، به وی دستور می‏دهد از لغزش‏های مردم درگذرد و برای آنها طلب آمرزش نماید و در کارها با آنها مشورت نماید.

بزرگ‏ترین نمونه عفو و گذشت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله عفو عمومی مشرکین مکه پس از فتح مکه است؛ مردمی که بدترین برخوردها و زشت‏ترین توهین‏ها و خشن‏ترین جنگ‏ها را نسبت به پیامبر و یاران او روا داشتند اما پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پس از پیروزی از مسیر رحمت و رأفت اسلامی خارج نشد و شعار «الیوم یوم الرحمه، الیوم اعزالله قریشا» را اعلام کرد. (سبحانی، پیشین، ص449ـ448).

2ـ پیامبر اکرم رسالت الهی خود را مدارا و سهل گیری با مردم معرفی می‏کند. در روایتی از پیامبر اکرم آمده است: «خداوند مرا مبعوث نکرد که با زور با مردم رفتار کنم بلکه برانگیخت تا معلم و آسان گیر برای آنها باشم.» (حنبل، ج 5، ص 79، ش 14522) و یا آمده است که جبرئیل به نزد پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آمد و به او گفت: ای محمد!، پروردگارت به تو سلام می‏رساند و می‏فرماید: «با خلق من مدارا کن» (کلینی، پیشین، ج4، ص354).

3ـ شریعت اسلام، شریعت سمحه و سهله است؛ یعنی قوانین اسلام سخت‏گیرانه نیست و هر حکمی از احکام اسلام در شرایط عسر و حرج و اضطرار برداشته می‏شود. (بقره/ 185، حج / 78 و کلینی، پیشین، ج5، ص 493).

جالب این است که در فقه اسلامی قواعدی مانند «لا حرج»، «لا ضرر»، «نفی اضطرار، جهل، نسیان و اکراه»، «اصالة البرائه»، «اصالة الحلیه»، «اصالة الطهاره»، «اصالة الصحه»، «قاعده ید»، «سوق مسلمین»، «تجاوز» و «فراغ» آمده است که همگی بر سماحت و سهولت مقررات اسلامی دلالت دارد. توضیح این قواعد مهم فقهی از حوصله این بحث خارج است.

4ـ اسلام دینی است که به هم‏زیستی مسالمت آمیز اهتمام جدی دارد. واژه اسلام از «سلم» گرفته شده است که متضمن معنای سلامت و امنیت و صلح و صفا است. قرآن کریم به مؤمنان دستور می‏دهد همگی در حوزه صلح و سلم وارد شوند. (بقره / 204). خداوند به پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله دستور می‏دهد که اگر دشمنان تو از در مسالمت و آشتی با تو وارد شدند تو نیز از فرصت استفاد کن و به این درخواست پاسخ مثبت بده و در صورت نگرانی نسبت به خدعه و نیرنگ آنها بر خدا توکل کن که او یاور توست. (انفال/ 62ـ61 و نساء/ 90).

قرآن کریم با جمله «الصلح خیر»(نساء / 128) صلح را یک اقدام برتر فرا راه روابط فردی و

   

اجتماعی بشر مطرح نموده است.

اسلام تفکر هم‏زیستی مسالمت آمیز با پیروان ادیان الهی را به صورت اعلامیه جهانی مطرح و همگان را به ائتلاف و اتحاد جهانی دعوت نموده است. (آل‏عمران/64).

سیره عملی پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در انعقاد پیمان‏های صلح و عدم تعرض با گروه‏های مختلف اهل کتاب و حتی مشرکان، حکایت از روحیه صلح طلبی اسلام و ضرورت هم‏زیستی مسالمت آمیز دارد. پیمان ترک مخاصمه ده ساله پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با مشرکان مکه (صلح حدیبیه) و سایر پیمان ها، نشانه‏ای از توجه و تلاش اسلام برای نفی خشونت میان انسان‏ها می‏باشد. (توبه / 4).

امام علی علیه‏السلام نیز در عهدنامه مالک اشتر، بر مطلوبیت صلح تأکید فراوان دارد. (نهج البلاغه، نامه 53).

5ـ از آموزه‏های مهم پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله توصیه به مدارا و سهل گیری حاکمان و کارگزاران با مردم است. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وقتی معاذبن جبل را به عنوان والی خود به یمن اعزام کرد، در ضمن سفارش‏های خود به او فرمود: «بر تو باد که با مردم مدارا کنی و تا آن‏جا که حقی ضایع نشود آنها را مورد عفو قرار دهی» (بحرانی، 1400، ص 25) و یا به او دستور داده است: «بر مردم آسان گیر و سخت نگیر، بشارت ده و خوشحال کن و بدبینی ایجاد نکن» (سیره ابن هشام، 1377، ج 1، ص237).

در سفارش‏های امام علی علیه‏السلام به مالک اشتر رفق و مدارای با مردم به صورت بسیار برجسته مطرح شده است (نهج‏البلاغه، نامه 53).

6ـ براساس آموزه‏های اسلام، خداوند نیز با مردم اهل مدارا و نرمش و عفو و گذشت است و در آیات فراوان بر رحمان و رحیم و غفور و عفو بودن خداوند تصریح شده است. (حمد/3، غافر/7، طه/82، نوح/10 و زمر/ 53).

7ـ اسلام از پیروان خود خواسته است در برخورد با مردم، اهل مدارا و نرم خویی و حلم و عفو و گذشت و کظم غیظ باشند، و عیوب و لغزش‏های مردم را بپوشانند واهل تجسس در امور دیگران و عیب جویی نباشند. (کلینی، پیشین، ج 4، ص 107، 354و 356؛ محمدی ری شهری، پیشین، ج4، ص 159 و نهج‏البلاغه، کلمات قصار، شماره 11). قرآن کریم در آغاز هر سوره به دو صفت رحمان و رحیم در کنار اسم الله اشاره می‏نماید.

 4ـ جهاد و خشونت

 

اصلی‏ترین موضوع در سخنرانی پاپ، مسئله جهاد مقدس اسلامی است. در نگاه پاپ، مقدس شمرده شدن جهاد در اسلام چیزی جز مقدس شمردن جنگ و خشونت و قساوت نیست، مشروعیت جهاد در اسلام به معنای مشروعیت به کارگیری زور و تحمیل در مسلمان ساختن کفار است. در حالی که

   

خشونت، به طور مطلق محکوم و به کارگیری آن جهت دین‏دار ساختن مردم بیشتر محکوم است.

با توجه به اهمیت این موضوع و نیز با توجه به تبلیغات چند صد ساله مسیحیان و اروپائیان در این مورد، جا دارد با تفصیل بیشتری به این موضوع پرداخته شود. تحلیل این موضوع را در دو بخش دنبال می‏کنیم: الف‏ـ دیدگاه اسلام درباره به کارگیری زور و خشونت در مسلمان ساختن مردم؛ ب: حقیقت و ماهیت جهاد مقدس در نگاه اسلام.

 



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ جمعه 21 مهر 1391برچسب:دشمنی پاپ,شبهه افکنی پاپ,آموزه های متعالی اسلام,, توسط عباسعلی

صفحه قبل 1 صفحه بعد